عوامل رستگاري در قرآن
اما عواملي كه انسان را به رستگاري مي رساند و سعادتمند ابدي مي كند عبارتند از:
1- ايمان:
خداوند درسوره مؤمنون مي فرمايد:«قد افلح المومنون» (3) يعني مومنان رستگار شدند.
مؤمنان يعني تصديق كنندگان خدا و يگانگي او و پيغمبران او و آنچه نبي خاتم (صلي الله عليه و آله) آورده است. رستگاري حقيقي بسته به ايمان حقيقي و مقيد به تمام شرايط است كه در آيات بعد به صورت واضح و روشن ذكر مي فرمايد. (4) انتخاب فعل ماضي «افلح» درمورد رستگاري مؤمنان، براي تأكيد هرچه بيشتر است؛ يعني رستگاري آنها آنقدر مسلم است كه گويي قبلا تحقق يافته و ذكر كلمه «قد» قبل از آن نيز تاكيد ديگري براي موضوع است.
تعبيراتي همچون خاشعون، معرضون، راعون و يحافظون همه دليل بر آن است كه برنامه هاي مؤمنان راستين دراين اوصاف برجسته، موقتي و محدود نيست؛ بلكه مستمر و دائمي است.(5)
ايمان به معناي اذعان و تصديق به چيزي و التزام به لوازم آن است مثلا ايمان به خدا در قرآن به معناي تصديق به يگانگي او و پيغمبرانش و تصديق به روز جزا و بازگشت به سوي او و تصديق به هر حكمي است كه فرستادگان او آورده اند. (6) البته لازمه ايمان عمل صالح است و ايمان تصديق توأم با تسليم و اطمينان خاطر است. (7) ايمان به خدا و پيامبر(ص) (8) و ايمان به كتابهاي پيشين (9) و روز رستاخيز و آخرت(10) مايه سعادت اخروي مي باشند.« در قرآن هرجا كه صفات مؤمنان را مي شمارد به دنبال ايمان، عمل صالح را ذكر مي فرمايد يعني اين دو و با هم موجب خوشبختي انسان است.» (11) «من عمل صالحاً من ذكر أو انثي و هو مؤمن فلتحيينه حيوه طيبه»؛ (12) هركس كار شايسته اي كند خواه مرد باشد يا زن، درحالي كه مؤمن است، او را به حياتي پاك زنده مي كنيم» و نيز «الذين ءامنوا و عملوا الصالحات طوبي لهم و حسن ماب؛ (13) آن ها كه ايمان آورند و كارهاي شايسته انجام دادند، پاكيزه ترين (زندگي) نصيبشان است و بهترين سرانجام ها.»
خداوند در سوره نور مي فرمايد:«أنما كان قول المومنين ادا دعوا الي الله و رسوله ليحكم بينهم آن يقولوا سمعنا و أطعنا و أولئك هم المفلحون؛ (14) سخن مؤمنان، هنگامي كه به سوي خدا و رسولش دعوت شوند تا ميان آنان داوري كند تنها اين است كه مي گويند:«شنيديم و اطاعت كرديم.» و اينها همه رستگاران واقعي هستند.» همچنين درآيه بعد اطاعت كنندگان از خدا و رسول را سعادتمندان واقعي مي شمرد. از اينجا فهميده مي شود كه مقتضاي اعتقاد قلبي بر پيروي آنچه خدا و رسولش حكم مي كنند همين است كه دعوت خدا و رسول را لبيك گويند نه اين كه آن را رد كنند.(15)
2- نماز:
از عوامل بسيار مهم رسيدن به سعادت اخروي نماز است. خدا مي فرمايد: «قد أفلح المؤمنون ¤ الذين هم في صلاتهم خاشعون؛(16) مؤمنان رستگار شدند، كساني كه در نمازشان خشوع دارند.» خشوع به معناي تواضع و ادب جسمي و روحي است كه در برابر شخص بزرگ يا حقيقت مهمي در انسان پيدا مي شود و آثارش در بدن ظاهر مي گردد در واقع كساني كه به هنگام نماز آن چنان حالت توجه به پروردگار مي يابند كه از غير او جدا مي گردند و چنان غرق حالت تفكر و حضور و راز و نياز با پروردگارشان مي شوند كه بر تمام ذرات وجودشان اثر مي گذارد. اين نماز موجب خودسازي و تربيت انسان است و وسيله اي براي تهذيب روح و جان بشمار مي رود.(17)
همچنين در سوره حج آمده «يا ايهاالذين ءامنوا اركعوا و اسجدوا و اعبدوا ربكم و افعلوا الخير لعلكم تفلحون»(18) اي كساني كه ايمان آورده ايد ركوع كنيد و سجود به جا آوريد و پروردگارتان را عبادت كنيد و كار نيك انجام دهيد، شايد رستگار شويد.» در اين آيه ركوع و سجود توصيه شده كه دو ركن مهم نمازند و در پايان وعده رستگاري داده شده است.
همچنين در آيات ديگر محافظت و مراقبت در نماز توصيه شده است و موجب رستگاري انسان شمرده مي شود. در سوره مؤمنون(19) هفت صفت براي مؤمنان سعادتمند ذكر شده كه ابتدا و انتهاي اين صفات در مورد نماز است. اين امر بيان گر اهميت نماز است و علاوه بر خشوع، مراقبت و حضور قلب در نماز، نشانه رستگاري معرفي شده است.
در برخي آيات قرآن، ذكر خداوند و مداومت بر آن زمينه دست يابي به فلاح و رستگاري معرفي شده است. «يا ايهاالذين ءامنوا اذا لقيتم فئه فاثبتوا واذكروا الله كثيرا لعلكم تفلحون»(20) اي كساني كه ايمان آورده ايد هنگام كه (در ميدان نبرد) با گروهي روبرو مي شويد ثابت قدم باشيد و خدا را فراوان ياد كنيد باشد كه رستگار شويد.» در سوره جمعه آمده «... واذكروا الله كثيرا لعلكم تفلحون»(21) آياتي نظير آيه هاي مذكور دلالت بر اهميت ذكر خدا و دعا و مناجات با او براي سعادتمند شدن در زندگي دارد.
3- عمل خير:
انجام عمل خير و نيكي هاي فراوان از عوامل ديگر سعادت ابدي انسان است: «والوزن يومئذ الحق فمن ثقلت موازينه فأولئك هم المفلحون؛(22) وزن كردن اعمال و سنجش ارزش آنها در آن روز، حق است. كساني كه ميزانهاي (عمل) آنها سنگين است، همان رستگارانند.» در سوره حج مي فرمايد: «... وافعلوا الخير لعلكم تفلحون؛ (23) كار نيك انجام دهيد شايد رستگار شويد. از اين آيه بدست مي آيد هرچه اعمال خير و نيك انجام دهيم در مسير رسيدن به سعادت قدم برمي داريم.
4- تزكيه نفس:
عامل ديگري كه انسان را به زندگي سعادتمند رهنمون مي شود تزكيه نفس است. «قد افلح من زكها؛ (24) به يقين رستگار شد كسي كه به تزكيه نفس پرداخت.» خداوند در سوره شمس پس از اينكه هفت بار به آفريده هاي بزرگ و مهم (مثل خورشيد، ماه و...) قسم ياد مي كند مي فرمايد (قد افلح من زكها) به يقين سعادتمند شد كسي كه نفس خود را از آلودگيها (گناهان) زدود و پاك كرد و اين نشانگر اهميت پيراستن جسم و جان از ناپاكي ها است كه در نتيجه آن رستگاري و خوشبختي نصيب آدمي مي شود.
آنگاه كه انسان نفس خود را پاكيزه كرد و آن را از صفات حيواتي مبرا نمود آنچه خير و مايه رستگاري اوست از جانب خدا به وي الهام مي گردد.(25)
تا نفس مبرا ز مناهي نشود / دل آينه نور الهي نشود
خداوند در سوره اعلي مي فرمايد: «قد أفلح من تزكي»(26) يقيناً، كسي كه پاكي جست، رستگار شد.» آري هركس درمقام مجاهده با نفس برآمد سعادتمند گشت و قابليت سكونت در جوار رحمت الهي را كه همانا كمال خوشبختي است پيدا كرد.
5- تقوا:
خداوند در آيات متعددي بعد از بيان صفت تقوا به رستگاري و سعادتمندي بشارت داده است. در سوره مائده آمده: «قل لايستوي الخبيث... فاتقواالله يا اولي الالباب لعلكم تفلحون؛ (27) بگو هيچ گاه ناپاك و پاك مساوي نيستند... از مخالفت خدا بپرهيزيد اي خردمندان، شايد رستگار شويد.»
زماني كه انسان از هوا و هوس پيروي نكند و نفس خود را از آلودگي به معاصي حفظ كند در زندگي ابدي اش سعادت مند خواهد بود. همچنين از طرح تقوا به عنوان عامل مهم رستگاري در چندين آيه در قرآن به اهميت اين ويژگي در زندگي انسان پي مي بريم.
يكي از موارد با اهميت سعادت و رستگاري انسان، داشتن تقواست كه از مصاديق آن كه در قرآن ذكر شده نگهداشتن نفس از حرص و بخل (28)، رويگرداني از لغو(29)، دوري از شراب و قمار و بت پرستي و شرك (30) و رباخواري (31) و نيز حفظ عفت و پاكدامني (32) است.
6- زكات:
يكي ديگر از عوامل مهم پيروزي و ظفرمندي در دنيا و آخرت مسئله زكات است كه شامل زكات شرعي، انفاق مال و صدقه و زكات فطره مي باشد.(33) دادن زكات چه زكات مال و چه زكات فطره موجب خوشبختي اداءكننده آن است. خداوند در سوره اعلي فرموده: «قد افلح من تزكي ¤ و ذكر اسم ربه فصلي؛ (34) به يقين كسي كه پاكي جست رستگار شد و آن كه نام پروردگارش را ياد كرد سپس نماز خواند.»
در سوره مؤمنون هم زكات دادن از عوامل رستگاري به شمار آمده است. «والذين هم للزكوه فاعلون» (35) در اينجا اداء زكات و مداومت بر آن كه جنبه اجتماعي و مالي دارد از صفات مؤمنان و رستگاران بيان شده است.
مطابق آيات قرآن، انسان براي رسيدن به نهايت كاميابي غيراز توجه ويژه به نماز و اعمال عبادي بايد به مسائل اجتماعي كه از مهمترين مصاديق آن مسأله زكات است توجه نمايد چرا كه نماز زحمت جسمي براي فرد بدنبال دارد. و زكات دادن گذشتن از مال دنيا براي رضاي خداوند متعال است و اثر آن جلا دادن و صفا دادن به قلب و موجب نورانيت روح انساني مي باشد. مصداق ديگر براي اين موضوع انفاق در راه خداست. در سوره روم آمده: «فآت ذا القربي حقه والمسكين و ابن السبيل دلك خير للذين يريدون وجه الله و اولئك هم المفلحون» (36) پس حق نزديكان و مسكينان و در راه ماندگان را ادا كن اين براي آنها كه رضاي خدا را مي طلبند بهتر است و چنين كساني رستگارانند.»
ذي القربي به معناي صاحب قرابت از ارحام است و مقصود خويشاوندان مي باشد و مسكين كسي را گويند كه از فقير بدحال تر باشد و ابن سبيل مسافري را گويند كه در راه مانده و حاجتمند است. (37) پس حقوق اين گروهها را بايد ادا كرد تا به فلاح و كاميابي دست يافت.
7- جهاد:
درچندين آيه بعد از بيان جهاد در راه خدا يا با جان و يا با مال وعده رستگاري داده شده است. «... و جاهدوا في سبيله لعلكم تفلحون» (38) و جهاد كنيد در راه خدا شايد كه رستگار شويد.
در سوره توبه مي فرمايد: «لكن الرسول والذين ءامنوا معه جاهدوا باموالهم و انفسهم و اولئك لهم الخيرات و اولئك هم المفلحون» (39) ولي پيامبر و كساني كه با او ايمان آوردند با اموال و جانهايشان جهاد كردند: و همه نيكي ها براي آنهاست: و آنها همان رستگارانند.»
همچنين پايداري در مقابله با دشمن و مراقبت از كار دشمن نيز از عواملي است كه نتيجه آن رسيدن به سعادت مي باشد. در سوره انفال مي فرمايد «يايهاالذين ءامنوا ... فاثبتوا و... لعلكم تفلحون» (40) ثابت قدم باشيد و پايداري كنيد باشد كه رستگار شويد.» در موقعيتي كه با كافران درحال جنگ هستيد پايداري كنيد و فرار نكنيد تا در دنيا پيروز شويد و در آخرت هم سعادتمند. در سوره آل عمران مي فرمايد: «يايهاالذين ءامنوا... و رابطوا ... لعلكم تفلحون» (41) مراقب كار دشمن باشيد و هشيار باشيدتا ازدشمن آسيب نبينيد. باز هم نتيجه اين كار را فلاحت و سعادتمندي مي داند.
دشمن شناسي مسأله مهمي است كه انسان در همه دوران بايد مورد توجه قرار دهد و با توجه به شناختي كه از دشمن پيدا كرده است به تدبير امور بپردازد و راههاي مقابله با او را كشف كند و نقاط ضعف و قوت او را بشناسد تا هرگز مغلوب دشمن نشود.
در سوره مجادله آيه 22 مي فرمايد: «لاتجد قوما يومنون بالله واليوم الاخر يوادون من حادالله و رسوله و لو... اولئك حزب الله الا ان حزب الله هم المفلحون» هيچ قومي نخواهي يافت كه ايمان به خدا و روز جزا داشته باشد و در عين حال با كساني كه با خدا و رسولش دشمني مي كنند دوستي كند، هر چند دشمن خدا و رسول، پدران و يا فرزندان و يا برادرانشان و يا قوم و قبيله شان باشد: براي اينكه خداوند در دلهايشان ايمان را نوشته و... ايشان حزب خدايند آگاه باشيد كه حزب خداوند رستگارانند.» به نظر مي رسد كه اين آيه دلالت بر اهميت عقيده و باور مي كند به گونه اي كه وقتي انسان به خدا ايمان آورد ديگر دشمنان خدا را به دوستي بر نمي گزيند يعني همان دشمني با دشمنان خدا و رسول و همان تبري كه جزو فروع دين ماست مي باشد. چگونه ممكن است جمع شود بين دوستي با كسي و دوستي با دشمن او. (42)
8- وفاي به عهد:
در سوره مؤمنون از جمله هفت صفتي كه براي مؤمنان رستگار شمرده است وفاي به عهد و پيمان است. «والذين هم لاماناتهم و عهدهم راعون، (43) آنها كه رعايت امانت و عهد مي كنند». افراد يك جامعه اگر پايبند به عهد و پيمان باشند و امانتداري از ويژگي هاي آنها محسوب شود خيلي از مشكلات مبتلا به حل مي گردد، از جمله يكي از آن امانات همين مسئوليت هايي است كه به افراد واگذار مي شود. اگر همگان به اين نكته توجه داشته باشند كه مسئوليتي كه به آنها سپرده شده است امانتي بيش نيست و عهدي است كه بين خود و اداره يا شركت و يا نظام خود منعقد كرده اند حسا س تر و دقيق تر خواهند شد تا آن مسئوليت را هم در حضور جامعه و مردم و هم در محضر خداوند باري تعالي بهتر و مفيدتر به انجام برسانند و لغزش به خود راه نداده با ايماني راسخ به اداي مسئوليت و تكليف خويش در قبال جامعه و مردم بپردازند. البته در تفاسير منظور از امانات به فرزندان يا زنان (44) يا امامت ائمه (عليهم السلام) (45) و يا مطلق ولايت و حكومت تعبير شده است.
9- استفاده از «وسيله» براي تقرب به خدا:
خداوند در سوره مائده مي فرمايد: «يايها الذين ءامنوا اتقوالله و ابتغوا اليه الوسيله و جاهدوا في سبيله لعلكم تفلحون» (46) اي كساني كه ايمان آورده ايد از مخالفت خدا بپرهيزيد و وسيله اي براي تقرب به او بجوئيد: و در راه خدا جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد.» حقيقت وسيله به درگاه خدا، مراعات راه خداست به اينكه اولاً به احكام او علم پيدا كني و در ثاني به بندگي او بپردازي و ثالثاً در جستجوي مكارم و عمل به مستحبات شريعت باشي. (47)
وسيله نوعي توسل است در مورد خداوند كه منزه از مكان و جسم است. توسل معنوي و پيدا كردن رابطه اي است كه بين بنده و پروردگارش اتصال برقرار كند و از آنجا كه بين بنده و پروردگارش هيچ رابطه اي به جز عبوديت نيست قهراً وسيله عبارتست از اين كه انسان به حقيقت، عبوديت را دست يابد و به درگاه خداي تعالي وجهه مسكنت و فقر به خود گيرد. و همچنين گفته اند وسيله به معناي رساندن خود به چيزي با ميل و رغبت است. و برخي گفته اند مقصود توسل به ائمه (عليهم السلام) كه در نزد خدا صاحب آبرويند و دست به دامن شدن ائمه (عليهم السلام) براي تقرب به خداوند باري تعالي مي باشد. (48)
10- امر به معروف و نهي از منكر:
خداوند در سوره آل عمران مي فرمايد: «ولتكن منكم امه يدعون الي الخير و يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون»(49) يعني بايد از ميان شما، جمعي دعوت به نيكي و امر به معروف و نهي از منكر كنند و آنها همان رستگار انند.» از اين آيه استفاده مي شود كه امر به معروف و نهي از منكر به طور مستقل به سعادت انسان منتهي مي شود. البته اين كار شرايطي دارد كه با وجود آن شرايط بر فرد واجب مي شود كه امر به معروف كند و نهي از منكر(50) نمايد. امت در اصل از ماده«ام» به معني هر چيزي است كه اشياء ديگري به آن ضميمه گردد و به همين جهت «امت» به جماعتي كه جنبه وحدتي در ميان آن ها باشد گفته مي شود خواه وحدت از نظر زمان باشد يا مكان و يا هدف و مرام؛ چون به دنبال آيات پيش كه به اخوت و اتحاد توجه دارد به مسئله امر به معروف و نهي از منكر اشاره كرده اين در حقيقت به منزله يك پوشش اجتماعي براي محافظت از جمعيت است؛ زيرا اگر مسئله امر به معروف و نهي از منكر در ميان نباشد عوامل مختلفي كه دشمن بقاي «وحدت اجتماعي» هستند، همچون موريانه از درون، ريشه هاي اجتماع را مي خورند و آن را از هم متلاشي مي سازند. بنابراين حفظ وحدت اجتماعي بدون نظارت عمومي ممكن نيست.(51)
احاديث معتبر زيادي بر اهميت اين امر به معروف و نهي از منكر در جامعه اسلامي دلالت دارد از جمله روايتي از امام باقر(ع) كه فرمودند: «امر به معروف و نهي از منكر راه انبياء و طريق صلحاء است. فريضه بزرگي است كه قيام تمام فرائض به آن است، راهها به آن ايمن مي شود و كسب ها به آن حلال مي گردد و مظالم به سبب آن رد مي شود و زمين به آن آباد مي گردد و به آن انصاف از دشمنان ظهور مي يابد و استقامت امور به آن حاصل آيد.(52) همچنين علي(عليه السلام) مي فرمايد: تمام كارهاي نيك و حتي جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهي از منكر چون آب دهان است در برابر درياي پهناور. اين دو وظيفه بزرگ در حقيقت ضامن اجراي بقيه وظايف فردي و اجتماعي است و در حكم روح و جان آن ها مي باشد و با تعطيل آن ها تمام احكام و اصول اخلاقي، ارزش خود را از دست خواهد داد.(53)
11- صبر و سفارش به آن:
در سوره آل عمران مي خوانيم: «ياايها الذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوا الله لعلكم تفلحون»(54) اي كساني كه ايمان آورده ايد (در برابر مشكلات و هوسها) استقامت كنيد؛ و در برابر دشمنان (نيز) پايدار باشيد و از مرزهاي خود، مراقبت كنيد و از خدا بترسيد، باشد كه رستگار شويد.» چنانچه مشاهده مي شود در اين آيه فرموده كه اي اهل ايمان در كار دين صبر كنيد و يكديگر را به صبر و مقاومت سفارش كنيد و مهيا و مراقب كار دشمن بوده و خدا ترس باشيد شايد كه رستگار شويد. همه دستورات در آيه مذكور به طور مطلق آمده و معناي عام را دربردارد.(55)
12- توبه:
خداوند در سوره نور مي فرمايد: «... و توبوا
الي الله جميعاً ايه المومنون لعلكم تفلحون»(56) به سوي خدا بازگرديد اي مؤمنان باشد كه سعادتمند شويد.» خداوند در اين آيه بعد از تذكرات و دستوراتي كه در مورد حفظ عفت و آبرو به مردان و زنان مؤمن مي دهد مي فرمايد در هر جايي كه مخالفت اين احكام را نموديد توبه كنيد و از مخالفت اوامر الهي به موافقت باز آييد كه اميد رستگاري براي شما هست.
و نيز در سوره قصص مي فرمايد: «فاما من تاب و ءامن و عمل صالحاً فعسي ان يكون من المفلحين»(57) كسي كه توبه كند و ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد اميد است از رستگاران باشد. پس توبه و انابه از گناهان گذشته و قرار گرفتن در زير چتر حمايت الهي و اطاعت از اوامر خداوند متعال گام مهمي در رسيدن به هدف متعالي انساني يعني سعادت دنيوي و اخروي مي باشد؛ زيرا در آيات مختلفي از تواب بودن و توبه پذير بودن خداوند سخن به ميان آمده است.
كوتاه سخن آنكه از نظر قرآن عواملي كه در اين مقاله مورد بررسي قرارگرفت پله هاي اصلي ارتقاء به جايگاه ظفرمندي و سعادت و قرارگرفتن در جوار رحمت الهي است كه كمال پيروزي و رستگاري بشمار مي رود.به عبارت ديگر با تأمل و تدبر در آيات مطرح شده و در مطالب پيشين مي توان گفت كه اعتقاد قلبي به اصول دين و التزام عملي به فروع دين در نهايت، به رستگاري و فلاح انسان ختم مي شود. (مرکز معارف قرآن)
                                                                        
نویسنده :صغري عبدلي